تبلیغات در اینترنتclose
عجب عالمی دارد این دلتنگی
تبلیغات در اینترنتclose
عجب عالمی دارد این دلتنگی
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبي انتخاب رنگ فيروزه اي انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ قهوه اي انتخاب رنگ نارنجي انتخاب رنگ زرد انتخاب رنگ بنفش انتخاب رنگ خاکستري انتخاب رنگ سياه
خوراک آر اس اس توييتر فيس بوک
نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم



تعداد بازديد 2125
نويسنده پيام
mohebin-dl آفلاين


ارسال‌ها : 93
عضويت: 28 /5 /1392
تشکرها : 47
تشکر شده : 49

عجب عالمی دارد این دلتنگی
سلام عزیزان هرکه دل تنگی داره اینجا قرار بده ممنون میشم
امضاي کاربر :
مهدی جان!گر طبیبانه بیایی به سر بالینم،به دو عالم ندهم لذت بیماری را
سه شنبه 29 مرداد 1392 - 06:30
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
تشکر شده: 1 کاربر از mohebin-dl به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: orkide &


ارسال‌ها : 93
عضويت: 28 /5 /1392
تشکرها : 47
تشکر شده : 49

پاسخ : 1 RE عجب عالمی دارد این دلتنگی
اول از خودم شروع میکنم یاعلی:من همونی ام که در گهواره قادر نبودم مگس بپرانم ، تو بزرگم کردی. توی قنداق محبت من را انداختی در دل مادرم که مرا تر و خشک کند . همونی ام که نمیدانستم زندگی چیه ؟ تو محبت را یادم دادی . آبم دادی . نانم دادی . مریض شدم خوبم کردی. افتادم بلندم کردی. دیگران مسخره ام می کردند و تو مرا بزرگ می شمردی . تو به من نعمت دادی و من کفران کردم . تو پوشاندی و من آشکارا نافرمانیت کردم . من جنایت کردم و تو رسوایم نکردی . با تو عهد کردم و شکستم باز قبولم کردی . دوباره رفتم و برگشتم تو به رویم نیاوردی . تو به من استعداد دادی و من قدرش ندانستم .خصوصیات خوب را به نام من نوشتند و تو با اینکه میدانستی من خوب نیستم ، چیزی نگفتی . کارهای بدم را مخفی کردی و من پررو تر شدم . اکنون هم دلتنگم می کنی تا باز به سوی تو برگردم . قسم به خدایی که خودت باشی !! دیگر از خودم خسته شده ام و با اینکه خجالت میکشم ولی میخواهم به سویت بیام و دستم را بگیری . ای به قربان دلتنگی هایی که دل را به سوی تو می کشاند . عجب عالمی دارد این دلتنگی
امضاي کاربر :
مهدی جان!گر طبیبانه بیایی به سر بالینم،به دو عالم ندهم لذت بیماری را
سه شنبه 29 مرداد 1392 - 06:32
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
تشکر شده: 1 کاربر از mohebin-dl به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: orkide /


ارسال‌ها : 4
عضويت: 28 /5 /1392
تشکر شده : 9

پاسخ : 2 RE عجب عالمی دارد این دلتنگی
درسته واقعا دلتنگی بده خیلی بده مخصوصا دلتنگ آقامون امام زمان باشیم

میگم مولای من :

بی سر وپا به سر شود

بی دل و جان به سر شود

بی تو به سر نمیشود

بی همگان به سر شود

بی من و ما به سر شود

بی تو به سر نمیشود

داغ تو دارد این دلم

جای دگر نمیشود

درد مرا دوا تویی

رنج مرا شفا تویی

تشنه ام و سقا تویی

بی تو به سر نمیشود

در دل و جان من تویی

جان و جهان من تویی

بی تو به سر نمیشود
سه شنبه 29 مرداد 1392 - 17:20
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
تشکر شده: 2 کاربر از messi به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: mohebin-dl / orkide /


ارسال‌ها : 56
عضويت: 25 /6 /1392
تشکرها : 23
تشکر شده : 38

پاسخ : 3 RE عجب عالمی دارد این دلتنگی
يا علي در بند دنيا نيستم
بنده ي لبخند دنيا نيستم
بنده ي آنم كه لطفش دائم است
با من وبی من به زاتش قائم است
امضاي کاربر : زندگي ، بازي ايست كودكانه ، آن را جدي نگير ...
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 18:27
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
تشکر شده: 2 کاربر از vatan-parast به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: mohebin-dl / orkide /


ارسال‌ها : 93
عضويت: 28 /5 /1392
تشکرها : 47
تشکر شده : 49

پاسخ : 4 RE عجب عالمی دارد این دلتنگی
در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم !

چه غصه هایی که فقط به سپیدی مویم حاصل شد در حالیکه قصه کودکانه اى بیش نبود !

دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمی شود !

به همین سادگی …

.

.

چشمه ها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنند

کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا میکنند

و همه ی انسان ها با عشق …

پس بار خدایا بر من رحم کن

بر من که میدانم ناتوانم رحم کن

باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم

باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم

و حتی من نباشد …

اما نباشد لحظه ای که در قلبم”عشق” نباشد !

.

.

ﺣﻤﺪ ﻭ ﺳﭙﺎﺱ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﯼ است ﮐﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩﻡ !

.

.

خدایا بیا پشت آن پنجره که وا میشود رو به سوی دلم !

بیا پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم !

خدایا کمک کن که پروانه ی شعر من جان بگیرد

کمی هم به فکر دلم باش ، مبادا بمیرد

خدایا دلم را که هر شب نفس می کشد در هوایت

اگرچه شکسته ، شبی می فرستم برایت


امضاي کاربر :
مهدی جان!گر طبیبانه بیایی به سر بالینم،به دو عالم ندهم لذت بیماری را
دوشنبه 25 شهریور 1392 - 22:08
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
تشکر شده: 2 کاربر از mohebin-dl به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: vatan-parast / orkide /


ارسال‌ها : 23
عضويت: 25 /6 /1392
تشکرها : 62
تشکر شده : 18

پاسخ : 5 RE عجب عالمی دارد این دلتنگی
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم ...
تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم ،
گفتند ... غروب جمعه خواهی آمد ...
آقا ... آنقدر نیامدی کهـ ما پیر شدیم ...

امضاي کاربر :

دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذارید
گریه ام را به حســاب سفرم نگـــذارید.


دوست دارم که به پابوسی باران بروم
آسمان گفته که پا روی پرم نگـــذارید .


این قدر آینه ها را به رخ من نکشیــد
این قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذارید.


چشمی آبی تر از آیینه گرفتارم کرد
بس کنید این همه دل دور وبرم نگذارید.

آخرین حرف من این است،زمینی نشوید .

فقط ....از حال زمین بی خبرم نگذارید
چهارشنبه 27 شهریور 1392 - 01:26
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
تشکر شده: 2 کاربر از orkide به خاطر اين مطلب مفيد تشکر کرده اند: mohebin-dl / vatan-parast /


ارسال‌ها : 20
عضويت: 2 /6 /1392
سن: 18
شناسه ياهو: saeedkaramad
تشکرها : 1
تشکر شده : 14

پاسخ : 8 RE دلتنگ مولا
سلام
می نویسم برای کسی که در پس پرده غیبت است ...
یکی می پرسد اندوه تو از چیــست؟؟؟
سبب ساز سکوت مبهـــــمت کیـــست؟؟؟
برایش صادقانه می نویسم...
برای آنکه باید باشد و نیســـت!!! ...
اللهم عرفنی حجتک
فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛
اللهم عجل لولیک الفرج
امضاي کاربر : m-salam.tk
یکشنبه 31 شهریور 1392 - 23:43
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير


ارسال‌ها : 20
عضويت: 2 /6 /1392
سن: 18
شناسه ياهو: saeedkaramad
تشکرها : 1
تشکر شده : 14

پاسخ : 9 RE
*حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد *
*عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد *
*گفته بودی یوسف گمگشته بازآید ولی *
*یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد*
*****اللهم عجل لولیک الفرج*****
سلام آقا
امروز باز دلم گرفته از همه و برای همه چیز از شما نه اما برای شما گرفته ...
آقای من ؛ هنوز نمی دانم که جمعه ها بها هستند یا بهانه و هنوز نمی دانم که ندبه ها ندا هستند یا نشانه وکُمِیتِ کمیلم که بر سبزه زارهای دل به تندی می تازد ، راه را گم کرده است یا نه آنکه شاه راه را می داند و به بیغوله می رود و هر جمعه که می گذرد سر در زندان می گذارم و در زندان دل خویش ، با زنده ای زمزمه می کنم .
ای آقای من و ای مولای ، زبان ، بهانه ای دوباره از امام زمان خویش دارد و ای شهسوار شبهای بدون سحر ، و ای مونس همدم یتیمان بدون پدر ، ای آقای من جاده ی سبز انتظار با استقبال دلهایی همراه است که کُمِیتِ کمیلشان لنگ می زند و نوای ندبه شان دلی را به چنگ نمی زند.
آقای من ، مهدی من ، دوست دارم در سرزمین دل خبر از آشنایی گیرم که با او آشتی کنم و بگویم که دگر گناه نمیکنم ، حرام را نگاه نمی کنم ، پا به هرجایگاه نمی کنم و پناه به هر پناهگاه نمی کنم .
ای آقای من و ای سیدِ من ، حق داری ، ادعای شیعه شیفتگی می زنیم و حرم ، و پاکی دل را که جای نامحرمان نیست به هر نامحرمی ، محرم می کنیم و با خبرداری ، خود را به بی خبری می زنیم ، و پاکی دل را که قدوم انتظار ، باید محرمش باشد به هر ناشایستی ، شایسته می پنداریم و با این حال ، باز می گوییم ؛ منتظرت هستیم .
ای مولای من و ای سرور من ؛ انتظار ، واژه ای است که دل را به انقلاب وا می دارد ، که در برابر اهریمن ها و وسوسه های درونی به پا می خیزد و نشان می دهد انتظار ، واژه ای است پاک و مقدس و مدال و تاج و تختی بی مانند که فقط منتظر ، می تواند ازآن بهره ببرد .
ای مولای من ، می دانم اگر علم عشق را برپا می کنی و باز دلت را اَلمِ می کنی و ما باز پاکی دل را به ناپاکان می سپاریم ، و به روی خود نمی آوریم که می بینی و می دانی احوالمان را ، و تو خود را مدهوش می کنی .
ای آقای و مولای من ، این صخره های گناه ، دل را به سُخره می گیرند و شمیم انتظار را که جز بر منتظران ، شادابی و طراوتی ندارد ، به باد وزانی تشبیه می کند که از سرزمین خزان می وزد.
ای آقای من و ای مولای من ، جویبار اشک ، دیگر دریا را می طلبد که شاید امید رمیده ی دل غایبی ، بشکسته و به ناخدای دریا برسد و بگوید جویبار هم به دریا می ریزد ، و عطر یار را از سرزمین آشنایی به مشام جان برساند .
ای آقا و ای مولا ، خوب شدن و با تو بودن سرمایه می خواهد ، که سرزمین دل به دنبال آن است ، ولی هرکجا که می نگرد از عطشناکی خود به سرابی می رسد و باز تشنه تر از قبل به امیدی ، دوباره می گردد و اما نمی داند این سرمایه کلمه ای است که عشق تو را در درون خود گنجانده است.
ای آقا و مولای من ، می دانم دیدن این چنین یوسفی ، دل یعقوبی را می خواهد که با نابینایی چشم ، با روشنی دلی ، پر نور بگردد و کنعانی می خواهد تا نسیم بوی یوسف را از سرزمین های دور بر مشام آن پیر کنعان برساند و بگوید که انتظـار ، کلیدِ برگشت یوسف به شهر کنعان بُوَد.
ای آقای من و ای مولای من ، پنجره دل را به سوی خورشید انتظار باز می کنیم ، تا شاید خبری از آشناترین ، آشنای هستی ، که در دل سیه و تاریک ما گم شده است ، دریابم و ندایی را که از آهنگ خوش ندبه ی جمعه ها ، با مضمونی با ذکر » یابن الحسن یابن الحسن « است به تو هدیه کنم .
ای آقا و مولای من ، چشمانم بهانه می گیرند ، که چقدر به جاده ی انتظار نگه کردیم و هر روز از نسیم دل خبر زآشنا گرفتیم و خیره شدیم ، باز هم جز آن نسیم که خبری از انتظاری دوباره داشت ندیدیم .
ای آقای من ، ای مولای من و ای شادی دُوران ها و آرزوی دل مؤمنان ، جمعه را میعادگاهی می دانم که وعده یار درآن میعادگاه به تحقق می پیوندد .
سلامتی و تعجیل در امر فرج یوسف زهرا »عج«
صلوات
امضاي کاربر : m-salam.tk
دوشنبه 01 مهر 1392 - 00:00
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير


برای نمایش پاسخ جدید نیازی به رفرش صفحه نیست روی تازه سازی پاسخ ها کلیک کنید !



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :




twitter facebook rss
yahoo
محبین دانلود
  • محبین شارژ
  • انجمن وب سایت محبین دانلود در نظر دارد بهترین فضا برای کاربران خود ایجاد کرده که بحث و گفتگوی خود را اینجا به اشتراک بگذارند و هدف اصلی این انجمن رضایتمندی کاربران عزیز می باشد

    Time

    ايميل پست الکترونيکي مديريت سايت : mohebin-dl@mihanmail.ir
    پيامک شماره پیامک محبین دانلود : 30008002000313
    PostMan By Cultural Forum | Study at Malaysian University
    طراحي شده توسط VBIran

    صفحه اصلي |تماس با ما | بازگشت به بالا | حالت آر اس اس | قدرت گرفته | مترجم