close
تبلیغات در اینترنت
«داستان بی پولی» - کرامات معنوی - سری اول
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

با محبین دانلود به روز باشید

یکی از شاگردان ایشان نقل می کرد:یک وقتی در مضیقه ی شدیدی بودم که البته وضعیت اکثر طلبه های نجف اشرف چنین بود من شبهای بسیاری را فقط با نان و چای به سر می بردم و در یکی از شبها فقط مختصر پولی برای خرید یک قرص نان داشتم و قصدم این بود که وقتی از مجلس درس آقای قاضی برمی گردم با آن نان تهیه…

آخرین ارسال های انجمن

یکی از شاگردان ایشان نقل می کرد:یک وقتی در مضیقه ی شدیدی بودم که البته وضعیت اکثر طلبه های نجف اشرف چنین بود من شبهای بسیاری را فقط با نان و چای به سر می بردم و در یکی از شبها فقط مختصر پولی برای خرید یک قرص نان داشتم و قصدم این بود که وقتی از مجلس درس آقای قاضی برمی گردم با آن نان تهیه کنم،در اثنای صحبتش در مجلس که در یکی از حجره های مدرسه هندی برگزار می شد مسکینی وارد مجلس شد،درخواست کمک نمود،ناگهان سید علی آقا قاضی دستش را به سوی من دراز کرد و فرمود آیا چیزی نزد تو هست به این مسکین بدهی؟من دستم را درون جیبم کردم و آن تنها پول خوردی که داشتم درآوردم و تقدیمش کردم،آقای قاضی آن را گرفت و به مسکین داد سپس به ادامه صحبتش پرداخت، من از نزد ایشان خارج شدم و با دوستان جلسه خداحافظی کردم و به احدی از آنها از وضعیت خود چیزی نگفتم، به سوی حجره ام رفتم و به خاطر اینکه نان نداشتم

 

دیگر چای را آماده نساختم و مشغول حاظر کردن درسها شدم، تا اینکه آنها را آماده کرده و روی رختخواب دراز بکشم در حالی که گرسنگی مرا به شدت اذیت می کرد و وسوسه های شیطانی در دلم هجوم می آوردند و دل درد نیز گرفته بودم...با استغفار و انابه سعی در رفع آن وسوسه داشتم که ناگهان درب به صدا در آمد بلند شدم و درب را گشودم ناگهان دیدم که آقای قاضی است سلام کرد و فرمود:آیا دوست داری امشب با شما شام بخورم؟ آیا اجازه می فرمائید؟من در را گشودم و ایشان وارد شدند و نشست و از زیر ردای خود ظرفی را بیرون آورد که مقداری ماش پلو و کمی گوشت و نان در آن بود و از من خواست که در خوردن غذا شرکت کنم.من انقدر خوردم تا اینکه سیر شدم، شپس با صدای بلند برخلاف عادتش فرمود:چای کو؟ من با سرعت بلند شدم و چای را آماده ساختم و ایشان یک فنجان کوچک میل فرمود و سپس بلند شد و با من خداحافظی کرده و تشریف بردند.

التماس دعا

وب سایت محبین دانلود

درباره : کرامات معنوی ,
برچسب ها : آیت الله قاضی , کرامات معنوی , داستان بی پولی , صدای بلند , پلو , وسوسه , وسوسه شدن , شرکت , خداحافظی , مذهبی , عرفانی , مطلب عرفانی , مطالب عرفانی زیبا ,
بازدید : 927 تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392 زمان : 23:19 نویسنده : مدیر کل وب نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط علیرضا در تاریخ 1392/5/27 و 17:19 دقیقه ارسال شده است

سلام مطلب فوق العاده خوبی بود دستتون درد نکنه
پاسخ : با سلام
شما لطف داری


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 409
  • کل نظرات : 47
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 338
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 58
  • بازدید امروز : 14
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 14
  • بازدید ماه : 14
  • بازدید سال : 14
  • بازدید کلی : 617,863
  • مطالب
    کدهای اختصاصی
    آیه قرآن تصادفی
    ----------------------------------------
    مهدویت امام زمان (عج)
    ----------------------------------------
    جنگ دفاع مقدس
    ----------------------------------------
    دانشنامه عاشورا
    ----------------------------------------
    وصیت شهدا